به گزارش خبرنگار سیاسی «سراج24»مشارکت مردم در امور کشورها، از زمانی اهمیت یافت که حکومت های مبتنی بر آرای مردم، آهسته آهسته جای خودشان را در اقصی نقاط دنیا باز کردند. با شکل گیری حکومت هایی که برخی مناصب و مشاغل آنها انتخابی بودند، مشارکت مردمی در انتخابات اهمیت یافت.
نظام های سیاسی در دنیا که با دموکراسی یا معمول جمهوری اداره می شوند به خاطر مبنا قرار دادن فرد و لیبرالیسم همواره نسبت به عدالت نگاهی فرعی دارند، بدین معنا که عدالت را در ذیل تعریف می کنند و به همین دلیل هیچگاه عدالت در مبنای تصمیم گیری ها و در مبنای شئون سیاست گذاری به معنای کلمه ی خود تعریف و تفسیر نمی شود و مورد استعمال قرار نمی گیرد. مبنا قرار نگرفتن "عدالت" در شئون مختلف این نظام های سیاسی در دراز مدت آسیب هایی متوجه آنان شده است که نیاز به ترمیم در ساختارها را اثبات کرده است. طبیعی است که در همین تعریف ناقص از دموکراسی نیز برای تشخیص صلاحیت افراد برای حضور در پست های سیاست گذاری و تصمیم گیری ساختاری وجود دارد که اجازه حضور «هر» فردی را نخواهد داد.
در نظام مبتنی بر ولایت فقیه که در کنار «عدالت»، «فقه» نیز رکن حکومت داری محسوب می شود، عدالت نه در فرع است، بلکه به عنوان اصلی ترین محور و مبنای قانونگذاری و سیاستگذاری از اهیمت برخوردار است. در اسلام و در قرآن که برای همه شئون زندگی بشر برنامه دارد، سیاستگذاری و قانون گذاری توسط صالحان مورد تاکید قرار گرفته است. به طوری که در نظام شایسته سالاری مدینه فاضله نبوی همواره عدالت به عنوان اصلی ترین شاخصه یک رهبر یا یک ساختار حکومتی معرفی شده است.
در روایات متعدد، گزاره های فراوانی برای تشریح مسئله عدالت در جزییات حکومت داری وجود دارد که با استمداد از آن ها می توان راهبردهای عینی برای تحقق عدالت در حکومت دست یافت. شیخ صدوق از حضرت علی(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مسجد نشسته بود، مردی یهودی وارد شد و پرسشهایی را در زمینه توحید و صفات خدا مطرح نمود، و از آن جمله پرسید: آیا پروردگارت ستم میکند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: خیر، یهودی گفت به چه دلیل؟ پیامبر پاسخ داد: «لعلمه بقبحه و استغنائه عنه»؛ چون به زشتی ظلم آگاه است، و نیازی به انجام آن ندارد. یهودی گفت: آیا در این باره از جانب خدا مطلبی بر تو نازل گردیده است؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آری، آنگاه آیاتی از قرآن را برای او تلاوت نمود. (توحید صدوق، ص 398-397)
متکلمین شیعه عموما از عدلیه هستند و یکی از اصول دین اسلام را اصل «عدل» می دانند. از منظر قرآن نیز در عالم تکوین، ظلم و بیعدالتی در آفرینش هستی جایی ندارد و در عالم تشریع نیز عدل مهمترین هدف بعثت انبیا تلقی گردیده است.
قرآن در موارد مختلف به این صفت الهی اشاره می کند:
«شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
«خدا که همواره به عدل قیام دارد گواهى مىدهد که جز او هیچ معبودى نیست و فرشتگان [او] و دانشوران [نیز گواهى مىدهند که] جز او که توانا و حکیم است هیچ معبودى نیست» (آل عمران/ 18)
«وَ نَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَ کَفَى بِنَا حَاسِبِینَ»
«و ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مىنهیم پس هیچ کس [در] چیزى ستم نمىبیند و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مىآوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم» (انبیاء/47)
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح می کند که حاکمیت از آن خداوند است. از آنجایی که ولی فقیه به عنوان نائب امام معصوم که او نیز مظهر عدل الهی است، رهبری را برعهده دارد، در نظام ولایت فقیه عدالت را در همه زیرشاخه های حکومت تسری می بخشد.
از آنجاییکه در نظام ولایت فقیه وظیفه حکومت تعیین شاخص هایی برای انتخاب کارگزاران اصلح است «عدالت» باید رویکرد اصلی نهادهای نظارتی چون شورای نگهبان در تشخیص صلاحیت ها باشد.
در مناسبات سیاسی و جتماعی و در روابط بین فردی عدل را "تحصیل حق خود از دیگران و به جا اوردن حق دیگران" تعریف می کنیم. به همین دلیل صورت عینی عدالت همواره با "حق" تعریف می شود . یعنی عدالت در جامعه فقط در صورت تحقق حق معنا می یابد.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی به حقوق افراد، گروهها و جناح ها و حقوق شهروندی تصریح شده است. حضرت علی(علیه السلام) در نهج البلاغه درباره عدل می فرمایند: العدل یضع الامور مواضعها؛ عدل هر چیزی را در جایگاه ویژه خود قرار میدهد (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 437)
«عدل» در لغت به معانی مختلفی بکار رفته است. برخی از معانی بکار رفته برای عدل عبارت است از تعادل و تناسب، تساوی و برابری، اعتدال در امور و حد وسط میان افراط و تفریط، استواء و استقامت:
«العدالة و المعادلة لفظ یقتضی معنی المساوات...فالعدل هو التقسیط علی سواء...»(مفردات راغب، ص 325)
اگر بخواهیم قدر متیقن تعاریف ذکر شده از معنای عدل را مدّنظر قرار دهیم می¬توانیم بگوییم زمانی مفهوم عدالت محقق می شود که هر چیزی در جایگاه مناسب خود قرار گیرد.
امام علی(علیه السلام) در کلماتشان به همین معنا از عدل اشاره می کنند:
«العدل یضع الامور مواضعها»؛ «عدل هر چیزی را در جایگاه ویژه خود قرار میدهد» (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 437»
این معنای از عدل در کلمات فلاسفه نیز به چشم میخورد؛ حکیم سبزواری در تعریف عدل گفته است:
«وضع کل شیء فی موضعه و اعطاء کل ذی حقّ حقّه»
«هر چیزی را در جای مناسب خود نهادن، و حق هر صاحب حقی را به او اعطا نمودن» (شرح الاسماء الحسنی، ص 54)
بطور کلی تعریف فلاسفه اسلامی از مفهوم عدل را می توان در این جمله خلاصه نمود:
«العدل هو وضع کل شىء فى موضعه»
«عدل نشاندن هر چیز در جایگاه بایسته خودش است»
اگر تعاریف فوق از عدالت را در تعریف چگونگی عادلانه بودن رفتار انتخاباتی نظام و سازوکاری چون شورای نگهبان را مد نظر قرار دهیم دعوت رهبر معظم انقلاب از عموم مردم برای شرکت در انتخابات پیش رو از منظر عدالت نیز مورد توجیه و تفسیر قرار می گیرد. بر اساس حق مردم در نظام اسلامی همه آحاد به خاطر دارا بودن از "حق " شهروندی می توانند و باید در انتخابات شرکت کنند. به عبارت دیگر اگرچه حضور و مشارکت آحاد مردم در انتخابات علاوه بر تاثیرات فراوان ضامن امنیت کشور نیز هست، صاحب حق بودن و مبنای اسلامی عدالت از این منظر برمی آید.چرا که هرکس با نوع حضور خود از حق خود برای انتخاب کارگزار استفاده کرده است. بر اساس تعریف قرار گرفتن هر چیزی در جای خود روی دیگر سکه عدالت در نظام اسلامی نیز با نهادی چون شورای نگهبان تکمیل می شود. احراز صلاحیت کاندیداها پیش از هر انتخاباتی برای اینکه مردم از میان شایستگان انتخاب کنند، تکمیل فرآیند اقامه عدالت در نظام انتخاباتی است. بنابراین دعوت رهبر معظم انقلاب از آحاد مردم حتی کسانی که نظام را قبول ندارند، برای شرکت در انتخابات و نیز عدم صدور مجوز برای صدور مخالفان نظام در سیاست گذاری و تصمیم گیری و به عبارت دیگر انتخاب شدن از منظر عدالت تفسیر و تعریف می گردد. چنانچه ایشان در سخنانی گفته اند:«حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، عیبی ندارد امّا انتخابات مال رهبری نیست، مال ایران اسلامی است، مال نظام جمهوری اسلامی است.»
و نیز در عبارات دیگری درباره عدم حضور مخالفان در مظان انتخاب شدن نیز تصریح کرده اند: "بنده گفتهام و باز هم میگویم که آن کسانی که حتّی نظام را قبول ندارند بیایند در انتخابات شرکت کنند، رأی بدهند، امّا نهاینکه کسی که نظام را قبول ندارد، بخواهند مجلس بفرستند...در هیچ جای دنیا، افرادی را که اصل نظام آن کشور را قبول ندارند، به مراکز تصمیم گیری راه نمی دهند و حتی در کشوری همچون آمریکا که خود را نماد آزادی معرفی می کند و عده ای ساده لوح هم آن را قبول و ترویج می کنند، در دوران رقابت بلوک شرق و غرب، افراد را با اندک اتهامِ گرایش سوسیالیستی، کنار می گذاشتند.اینکه مقید باشیم کسانی به مجلس بروند که نظام و مصالح آن و ارزشهای کشور را قبول داشته باشند، یک حق عمومی است که در سلامت انتخابات مؤثر است."
«سراج24» گزارش می دهد؛
0نظر